کاش ماهی بودم، قالبم جنس بلور، و درونم سیراب...


کاش پروانه بودم تا افق پر می گشودم با شوق تا کوی تو می آمدم،


بال بال زنان روی گونه نرمت می نشستم و می بوسیدمت...



کاش اشک بودم تا درچشمانت زندگی می کردم که وقتی به



می رسیدم نور افشانی می کردم و وقتی که به لبهایت



می رسیدم بوسه ای از آن می گرفتم...


کاش من هم قاصدک بودم تا با یک نوازش آزاد بودم...