دوبـــــــــــــــــــــاره دلـــــــــــــم

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه

دوباره این دل دیوونه، واست دلتنگه

وقتی از تو خوندن ستاره ی ترانه هام

اسم تو برای من قشنگترین آهنگه

...

بی تو یک پرنده اسیر بی پروازم

با تو اما، میرسم به قله آوازم

اگه تا آخر این ترانه با من باشی

واسه تو سقفی از آهنگ و صدا میسازم

...

با یه چشمک دوباره، منو زنده کن ستاره

نذار از نفس بیفتم، تویی تنها راه چاره

آی ستاره آی ستاره، بی تو شب نوری نداره

این ترانه تا همیشه، تو رو یاد من میاره

...

تویی که عشقمو از نگاه من میخونی

تویی که تو تپش ترانه هام مهمونی

تویی که هم نفس همیشه آوازی

تویی که آخر قصه منو میدونی

...

اگه کوچه صِدام، یه کوچه باریکه

اگه خونه ام، بی چراغ چشم تو تاریکه

میدونم آخر قصه، میرسی بداد من

لحظه یکی شدن، تو آیینه ها نزدیکه

شـــــــــــــــــــــادی

شادی ندارد آنکه ندارد به دل غمـــــــی

                 آن را که نیست عالم غم،نیست عالمی


آنانکه لذت دم تیغت چشــــــــــــیده اند

                بر جای زخــــــــم دل نپسندند مرهمی

راز ســـــتاره از من شب زنده دار پرس

              کز گردش سپهــــــــر نیاسوده ام دمی

دل بسته ام چو غنچه به راه نسیم صبح

             بو تا که بشکفد گلم از بوی همدمـــــی

راهی نرفته ام که بپرسم ز رهــــــروی

            رازی نجسته ام که بگویم به محرمـــی

صد  جو  ز چشم راندم و این خاصیت نداد

          کز هفت بحــــر فیض به خاکم رسد نمی

گیرم بهشت گشت مقرر  مـرا ،چه سود

          کاندر خمیر تافته دارم جهنمــــــــــــــــی

نگذاشت کبر و وسوسه عقل بوالفضول

          تا دیو نفس سجده برد پیش آدمــــــــی

احوال آسمان و زمین و بشـــــر مپرس

           طفلی و خاک توده ای و نقش درهمی

در دفتر حیات بشـر کس نخوانده است

           جز داستان مرگ،حدیث مسلمــــــــی

نخوت ز سر بنه که به بازار کبـــــــــریا

           سرمایه دو کون نیرزد به درهمـــــــی

از حد خویش پای فزونتر کشــی سنا

            گر دور چرخ با تو مدارا کند کمــــــــی

تـــــــــــصور رويــــا

شب از مهتاب سر میره تمام ماه تو ابه


شبیه عکس یه رویاست تو خوابیدی جهان خوابه


زمین دور تو میگرده زمان دسته تو افتاده


تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده


تو خواب انگار طرحی از گل و مهتاب و لبخندی


شب از جایی شروع میشه که توچشمهاتو میبندی


تو را اغوش میگیره تنم سر ریز رویا شه


جهان قد یه لالایی توی اغوش من جا شه


خدا از دستهای تو به من نزدیکتر میشه


زمین دور تو میگرده زمان دست تو افتاده


تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده


تمام خونه پر میشه از تصویر رویای


تماشا كن تماشا كن چه بيرحمانه زيبايي

تنـــــــــــــهایی

نـمـی دونـم مـنـاسـب تـریـن حـرف ، مـنـاسـب تـریـن حرکت کی باید

بـاشه ولی مـیـدونـم ، جـلـوی اتـفـاق رو نباید گرفـت گـاهـی

هـم بـهـتره اتـفـاق رو جـلو بـینـدازی مـثـلـاً وقت رفـتـنـت کـه می

شـه یـکـبـاره بـرگـردی بگی دلـم نـمـیخـواد بــرم

وقت رفـتـنـش کـه مـی شـه دسـتـش رو بـگـیـری بگی دلـم نـمـیـخـواد

بــری وقـتـی یکی بـهـت میگه پـیـشم بـمـون درنـگ نـکـن ... پـیـشـش

بـمـون

وقتی دلت می خـواد پـیـشـش بـمونی ..غـرور نـداشـتـه بـاش . بـگـو ...

دوسـتـت دارم ... دلـم مـی خـواد پـیـشـت بـمـونـم

بـگذار اتـفـاقِ دوسـت داشـتـن هـر چـه زودتـر بـیـفـته ...

شـاید نـسـلِ مـآ وقـتِ زیـادی بـرای عـشـق ورزیـدن نـداشـتـه بـاشـه

بــــــــــــمون

بمون ولي به خاطر غرور خسته ام برو


برو ولي به خاطر دل شكسته ام بمون


به موندن تو عاشقم به رفتن تو مبتلا


شكسته ام ولي برو ، بريده ام ولي بيا


چه گيج حرف مي زنم ، چه ساده درد مي كشم


اسير قهر و آشتي ميون آب و آتشم


چه عاشقانه زيستم چه بي صدا گريستم


چه ساده با تو هستم و چه ساده بي تو نيستم


تو را نفس كشيدم و به گريه با تو ساختم


چه دير عاشقت شدم چه ديرتر شناختم


تو با مني و بي توأم ببين چه گريه آوره


سكوت کن سکوت کن سكوت حرف آخره


ببين چه سرد و ب


ببين چه سرد و بي صدا ببين چه صاف و ساده ام


گلي كه دوست داشتم به دست باد داده ام


بمون كه بي تو زندگي تقاص اشتباهمه


عذاب دوست داشتن تلافي گناهمه

بگو که میدونی

روزایی که یواشکی زل میزدی توی چشم من

به فکر اینجاش نبودی عاشق چشمای تو شم

سنگ غرور من شکست همینو میخواستیو بس

انگار کلید قلب من فقط تو دستای تو هست

.

بگو که میمونی باهام همیشه تو تنهاییام

کنارمی تو تا همیشه


میدونی وابسته شدم از این دلم خسته شدم

بهونتو همش میگیره

.

بگو چی بینمون گذشت اون اولا که دیدمت

نگو بهم حس نداری که خیلی خوب شناختمت

حرصمو هی درمیاری یکم بگو دوسم داری

بذار که دستپاچه نشم تا وقتی که کنارمی

.

بگو که میمونی باهام همیشه تو تنهاییام

کنارمی تو تا همیشه


میدونی وابسته شدم از این دلم خسته شدم

بهونتو همش میگیره


آسمان

آسمان را ديدی؟

آسمان هم ديشب مثل چشمان گل خاطره*ام قرمز بود.

آسمان سرخ ولی بی*احساس.

آسمان! درد مرا می*فهمی؟

آسمان! اشک مرا می*بينی؟

آسمان دل من غرق دررنگ غم است.

آسمان دل من رنگ يک خاطره*است.

آسمان دل من ، رنگ اشک دل تنهای من است.

آسمان! درد مرا می*فهمی؟

کاش باز هم امشب اين دل خاکی من از زمين پر بکشد.

و مرا تا پرواز و مرا تا تنها و مرا تا اوج خيال تک و تنها ببرد

آسمان را ديدی؟

آسمان زيبا بود.

آسمان درد مرا می*فهميد. آسمان اشک مرا هم می*ديد

آسمان سرخ از درد و غم است

آسمان ! درد تو*را می*فهمم

آسمان ! اشک ترا می*بينم

نمی دانم

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند


مثل آسمانی که امشب می بارد....


و اینک باران


بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند



و چشمانم را نوازش می دهد



تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

یه وقتایی هست

یه وقتایی هست میبینی فقط خودتی و خودت ... ! دوســـت داری ،


همـــدرد نداری ... خانـــواده داری ، حمــــایت نداری ... عشــق داری ،


تکـــیه گاه نداری ... مثل همیشه ؛ هــمه چی داری و هــیچی نداری!!